غید

معنی کلمه غید در لغت نامه دهخدا

غید. [ غ َ ی َ] ( ع مص ) خمیدن گردن کسی و کژ گردیدن و مائل شدن اعطاف او. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خمیده شدن گردن و نرم شدن شانه های کسی ، و این پسندیده و مطلوب است ، و صفت آن اَغیَد می آید. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) نازکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم مصدر است بمعنی نُعومَت. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
غید. ( ع ص ، اِ ) ج ِ اَغیَد، غَیداء. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به اَغیَد و غَیداء شود : عقاب بر عقاب از لحوم غید عید کردند. ( جهانگشای جوینی ).

معنی کلمه غید در فرهنگ فارسی

خمیدن گردن کسی و کژ گردیدن و مائل شدن اعطاف او .

جملاتی از کاربرد کلمه غید

در ۱ دسامبر ۲۰۱۷ هشت وزیر زندانی دو تن از فعالان استقلال طلب - جوردی سانچز و جردی کویشارت - در مقابل قاضی دیوان عالی اسپانیا، قاضی پابلو لارنا حاضر شدند و در هپات آزادی در غید وثیقه تا زمان دادرسی اشان را کردند. آن‌ها اعلامیه استقلال را پس کشیدند، متعهد به حمایت از اعمال حاکمیت مستقیم دولت مرکزی شدند و توافق کردند تا در چارچوب قانون رفتار کنند. در ۴ دسامبر ۲۰۱۷ قاضی لارنا اجازه داد تا بعد از ۳۲ روز زندان شش نفر از وزرا (باسا، بورّاس، موندو، روموا، رول و تورول) به قید وثیقه ۱۰۰٬۰۰۰ یورو آزاد شوند اما دستور داد که گذرنامه‌های آن‌ها را ضبط کردند. با این حال این آزادی با قید وثیقه شامل حال جونکراس، فورن، سانچز و کویشارت نشد. قاضی لارنا دلیل رد درخواست را احتمال ارتکاب دوباره همان جرم توسط آن‌ها دانست و گقت که تعهد " حقیقی و راستین " آن‌ها به قوانین اسپانیا برای او محرز نشده‌است.