سپیدجامه. [ س َ / س ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) آنکه جامه سپید پوشد. سفیدپوش : طاعت ماست در گنه کز پی نام درخورد روی سپیدجامه را داغ سیاه گازری.خاقانی.مرد خداپرست که تقوی طلب کند خواهی سپیدجامه و خواهی سیاه باش.؟
معنی کلمه سپیدجامه در فرهنگ عمید
کسی که لباس سفید بر تن کند، سفیدپوش: مرد خداپرست که تقوی طلب کند / خواهی سپیدجامه و خواهی سیاه باش (؟: لغت نامه: سپیدجامه ).
معنی کلمه سپیدجامه در فرهنگ فارسی
آنکه جامه سپید پوشد سفید پوش
جملاتی از کاربرد کلمه سپیدجامه
همانطور که نمیتوان رسم سیاه جامه شدن را به علت قتل ابومسلم خراسانی بدانیم، و سابقه این رسم در ایران به زمانهای بسیار قبل تر از ابومسلم بازمیگردد و علتهای متفاوتی برای آن عنوان کردند از جمله سوگ سیاوش، رسم سپیدجامه بودن را هم نمیتوان منحصر به زمان شورش مقنع و پیروانش دانست. در واقع میتوان با در نظر گرفتن منابع، استمرار سپیدجامه بودن نهضتها را در سه دوره زمانی تقسیم کرد، که دوره اول مربوط به همان سال قتل ابومسلم است، دوره دوم همان شورش مقنع و پیروانش و دوره سوم مربوط به دوران قیام و ظهور دولت سادات علوی در طبرستان دانست. دربارهٔ سپید جامه بودن مقنع و پیروانش نظر غالب مورخان این است که شاید چون لباس عباسیان سیاه بوده آنان سپید میپوشیدند. اما برخی میپندارند این جامه سپید به علت آن است که در میان پیروانش نشانی از آیین مانی باشد و مقنع قصد داشت برای اهدافش سازش بین مانویان ماوراءالنهر با عقاید مجوسان و خرمدینان برقرار کند.
پیشوا سپیدجامگان دوره اول سعید جولاه بود است. گردیزی در توصیف احوال ابوداوود که عامل ابومسلم در خراسان بودو پس از قتل ابومسلم امیر خراسان شد نوشته است که سپیدجامگان به پیشوایی سعید جولاه در یکی از شبهای ربیعالاول سال ۱۴۰ هجری، او را به علت خیانت به سرورش کشتند البته او خاطر نشان میکند که در این بین سعید جولاه هم کشت شد، ولی پیروان سپیدجامه بودن او از بین نرفتند و به سرکردگی شخصی به نام برازبنده به جنان قدرتی دست یافتند که توانستند امیر بعدی خراسان عبدالجبار بن عبدالرحمن الازدی را با خود همراه کنند، عبدالجبار که مقنع کاتب او بود با برازبنده بیعت کرد و شروع به مخالفت با خلیفه کرد. خلیفه با کمک پسرش مهدی توانست عبدالجبار را سرکوب کند و در جنگی که سرگرفت برازبنده کشته شد.