افسون کن
معنی کلمه افسون کن در فرهنگ فارسی
جملاتی از کاربرد کلمه افسون کن
تو چندین همی بر من افسون کنی که تا چنبر از یال بیرون کنی
تا کی افسون من از تو بنیوشم یا بکش ورنه ترک افسون کن
موی سیه گریه صد افسون کنی قد که دو تا گشت، به آن چون کنی؟
که هر چند بر گوهر افسون کنی بکوشی کزو رنگ بیرون کنی