هفت هشت

معنی کلمه هفت هشت در لغت نامه دهخدا

هفت هشت. [ هََ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از گفتار خصومت آمیز. ( غیاث ). رجوع به هفت وهشت شود. || ( عدد مرکب ، ص مرکب ، اِ مرکب ) عدد تقریبی است :
گفتم ز هفت دایره این هفت هشت میل
گفتا ز هفت سایره این هفت هشت اثر؟ناصرخسرو.

معنی کلمه هفت هشت در فرهنگ فارسی

کنایه از گفتار خصومت آمیز عدد تقریبی است

جملاتی از کاربرد کلمه هفت هشت

اندرین هفت هشت نه صدیق مصطفی را به خواب دیدستند
ببسته سفالین کمر هفت هشت فکنده به سر بر تنک معجری
ز وجه مستی این هفت هشت تن دو من می در بن یک ظرف قیریست
یک بار او را آن درد سر گرفته بود و هفت هشت روز بر آمده و چند بار نیت کرده بود که خویشتن را بکشد.
ج- بنویسد که این کار انجام داده پول بگیرد. گفت نه اینها در هیچ‌کدام از دانشکده‌ها درس نمی‌دهند و اینها جزو کادر دبیرخانه هستند. گفتم بابت چی؟ آن محصلی که می‌آید اینجا اسم می‌نویسد زیلوی پدرش زیلوی خانه‌اش را می‌فروشد صنار سی شاهی جمع می‌کند می‌آورد چهار هزار و پانصد تومان به دانشگاه می‌دهد، این‌ها ماهی پنج هزار تومان بگیرند. در حدود هفت هشت ده نفر بودند به پنجاه شصت هزار تومان می‌رسید.
«... به حکم اجبار و الجا ناچار به سکوت می‌شوم تا آقایان اضافه بر امتحانات هفت هشت ساله و امتحانات ساوه و رباط‌کریم (شکست مقاومت مردمی)، یک امتحان دیگر هم در اصفهان بنمایند و به قوه اجبار، قشون اجنبی را وسط خاک ایران- که اصفهان باشد- دعوت نمایند …»
رحماندوست دربارهٔ این شعر عنوان کرد که: برای برنامه شب بخیر کوچولو هفت هشت قطعه شعر سرودم و به شورای موسیقی رادیو دادم. از میان آنها دو قطعه انتخاب شد و روی آنها آهنگ گذاشتند که یکی هرگز پخش نشد که نمی‌دانم چرا و یکی همین لالایی مشهور «گنجشک لالا» ست.
به یک دو شب به سه چار اهل پنج شش ساعت به هفت هشت حیل نه ده آرزو راندیم