هانری سوم

معنی کلمه هانری سوم در لغت نامه دهخدا

هانری سوم. [ ی ِ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( 1207-1272 م. ) پادشاه انگلیس ، پسر ژان ( لاک لاند ) پادشاه انگلستان و نوه هانری دوم بود. در سال 1207م. به دنیاآمد و به سال 1216م. بوسیله اشراف انگلیس که بر ضدپدرش قیام کرده بودند به پادشاهی نشانده شد. وی با فرانسه جنگ کرد و در جنگهای تایلبورگ و سنت ( 1242م. ) مغلوب گردید. سیاست داخلی او نیز مورد رضامندی نبود و چندین بار برخلاف مواد فرمان کبیر رفتار کرد و بدین سبب نارضایی عمومی راجلب کرد. نخستین پارلمان انگلیس در زمان وی به تاریخ یازدهم ژوئن 1258 م. در شهر اکسفورد تشکیل گردید. بدین طریق که اشراف ، او را به انعقاد مجلسی که به نام پارلمان خوانده شد مجبور کردند و مقرر گردید که مجلس مذکور 24 عضو داشته باشد و نصف این اعضاء را پادشاه و نصف دیگر را اشراف از میان خود انتخاب کنند. مجلس مذکور قوانین اساسی اکسفورد را تهیه و تدوین کرد. در مقدمه این قوانین وجود و لزوم برقراری فرمان کبیر تأیید گردید و نیز انتخاب و تعیین وزرای دادگستری و دارایی و قضات و مستخدمان ارشد دولت و روساء ادارات به عهده این مجلس گذارده شد. و مقرر گشت که خود مجلس نیز هر سه سال یک بار تجدید انتخابات کند. اما هانری سوم از امضاء و قبول این قوانین سر باز زد و به حکمیت سنت لوئی پادشاه فرانسه متوسل شد. پادشاه فرانسه موافق میل هانری رأی داد، ولی اشراف زیر بار نرفتند و قیام کردند و میان آنان و پادشاه جنگی در محل لویس درگرفت ( 1264م. ) عاقبت اشراف پیروز گردیدند و هانری و پسرش ادوارد اسیر شدند. سرانجام هانری تسلیم شد و بدین ترتیب قانون اساسی در سال 1265م. تهیه و تدوین گشت. بر طبق این قانون ، پارلمان که نمایندگی تمام طبقات را دارا بود می بایست منعقد گردد و در آن دو عضو اشرافی و دو عضو غیراشرافی از طبقات متوسطبرای هر شهر انتخاب شود. هانری سوم به سال 1272م. پس از پنجاه وشش سال پادشاهی درگذشت و پسرش ادوارد اول به جای وی نشست. ( تاریخ عمومی قرون وسطی تألیف عبدالحسین شیبانی ج 2 ص 202 ).
هانری سوم. [ ی ِ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( 1551-1589م. ) پادشاه فرانسه ، سومین پسر هانری دوم. در سال 1588 م. که در پاریس شورش و انقلاب بود به پادشاهی رسید، لیکن هرج و مرج و عدم امنیت ناشی از انقلاب ، فرصت کامرانی به وی نداد و سال بعد یعنی در 1589 درگذشت. ( از دایرة المعارف بریتانیکا ).
هانری سوم. [ ی ِ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( 1017-1056 م. ) معروف به سیاه. پادشاه آلمان ، پسر کنراد دوم که در سال 1309 م. به جای پدر به تخت نشست. وی مردی لایق و قابل و بعد از اوتون کبیر تنها پادشاهی بودکه توانست قدرت خود را در آلمان و ایتالیا تأمین کند. وی پادشاه بوهم را به پرداخت خراج مجبور کرد و در مجارستان نیز مداخله سیاسی داشت. وفات او به سال 1056 م. اتفاق افتاد. ( ازتاریخ عمومی قرون وسطی تألیف عبدالحسین شیبانی ).

معنی کلمه هانری سوم در دانشنامه آزاد فارسی

هانری (آلمان ۳) سوم (۱۰۱۷ـ۱۰۵۶م)(Henry III)
(یا: هانری سیاه) پادشاه آلمان (حک: ۱۰۲۸ـ۱۰۵۶م)، فرمان روای امپراتوری مقدس روم از ۱۰۳۹م (تاج گذاری در ۱۰۴۶م). امپراتوری را به اوج قدرتش رساند و بر لهستان، بوهم و مجارستان استیلا یافت.

جملاتی از کاربرد کلمه هانری سوم

مرز بین امپراتوری مقدس روم و پادشاهی فرانسه در طول قرون وسطی نسبتاً ثابت باقی ماند. در سال ۱۳۰۱، کنت هانری سوم بار مجبور شد بخش غربی زمین‌های خود را به عنوان یک تیول توسط فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه دریافت کند. در سال ۱۴۷۵، دوک بورگوندی، شارل جسور، برای تصرف دوک‌نشین لورن لشکرکشی کرد، اما سرانجام در سال ۱۴۷۷ در نبرد نانسی شکست خورد و کشته شد. در معاهده چمبورد در سال ۱۵۵۲، تعدادی از شاهزادگان امپراتوری پروتستان شورشی در اطراف شاهزاده انتخابگر موریس ساکسونی، سه اسقف‌نشین خود را به آنری دوم پادشاه فرانسه برای جلب حمایت او واگذار کردند.
جنگ‌های مذهبی فرانسه به ضعیف شدن قدرت مطلقه پادشاهی انجامید. این جنگ‌ها از زمان فرانسوای دوم آغاز شد و در همه دوره حکومت شارل نهم و هانری سوم ادامه یافت و سرانجام در زمان هانری چهارم، نخستین شاه فرانسه از خاندان بوربون، به پایان رسید.
جوردانو برونو که خود را «همشهری و خادم جهانیان» و «فرزند خورشید و زمین» می‌خواند، پسر یک مرد نظامی بود. در ۱۴ سالگی وارد خانقاه شد و به سرعت علوم مربوط به اسکولاستیسم را فرا گرفت و به زودی به پوچی آن پی برد و از آن روی گردانید و شروع به تبلیغ افکار خود نمود و همین امر موجب گردید خشم کلیسا را برافروزد و او را تحت تعقیب قرار دهند. جوردانو برونو به پاریس فرار کرد و در آنجا هانری سوم او را به عنوان سفیر کبیر فرانسه به انگلستان گسیل داشت. در سال ۱۵۹۱ شخصی به نام «جووانی موچینگو» به وی نامه نوشت و از او دعوت کرد به ایتالیا سفر کند و معلم او شود. جوردانو برونو در اثر اشتیاقی که برای دیدار وطن داشت بار سفر بست و به ونیز رفت و در آنجا گرفتار سازمان تفتیش عقاید مذهبی شد و به جرم الحاد اعدام گردید.