۱. [مجاز] مدارا، سازش. ۲. (اسم، اسم مصدر ) (ورزش ) حرکات بدنی برای آماده سازی و تقویت عضلات که غالباً بدون استفاده از وسایل خاصی انجام می شود.
معنی کلمه نرمش در فرهنگ فارسی
ازلغتهای تازه که درورزش بکارمیرود، قابلیت، انعطاف وهماهنگی ( اسم ) قابلیت انعطاف جسمی ( اعضای بدن بوسیله ورزش ) یاروحی .
جملاتی از کاربرد کلمه نرمش
علیرغم تهدید اشغالگران به کشتن گروگانهای ایرانی، وزارت خارجه ایران بر اساس سیاست شورای انقلاب هیچ گونه نرمشی در مواضع اولیه خود نشان نداد و حاضر به معامله با گروگانگیرها نشد. حتی در پاسخ تهدیدات مردان مسلح اعلام نمود که دیپلماتهای ایرانی آماده کشته شدناند و از مرگ نمیهراسند.
دلم سنگست، نرمش چون توان کرد؟ به آه سرد گرمش چون توان کرد؟
در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده است: نخست هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنیامیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمینها ایستاد و دوم هنگامی که معاویه برای یزید به عنوان ولیعهد بیعت جمع میکرد، با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی در اسلام است سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را بهخاطر اینکه خلاف صلحنامهٔ حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود رد کرد و معاویه را محکوم کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.
سینهٔ نرمش چو میساوم به زیر دست خویش بینم آن سینه به نرمی پرنیانی دیگرست
لباس خوبش پشم و بساط نرمش خاک سلیح و آلت خاشاک و خون او انبان
ز زلال خم قدح ها بصف عباد داده چه ز نرمش درآن صف بشمار جرعه دانی
میگفت فسانههای گرمش چندانکه چو موم کرد نرمش
در نرمش ار بارت دهد از چشم مستش باده کش زان باده چون دل خوش شوی غنج و دلالش را نگر
و در راه تو با کسانی به مدارا دست زده ام که نرمشی ندارند و اگر تو نمی بودی، هرگزشان نمیدانستند که مخلوق افتاده اند
برآرد جهان سرکشان را زکار کند نرمشان گردش روزگار
آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه ای بارخدا بر ما نرمش کن و رحمش ده
گرچه تکرار ذکر گرمش کرد نتوانست شیخ نرمش کرد
مایک پنس، معاون رئیسجمهوری ایالات متحده، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت، ترامپ دستور خروج نظامیان آمریکایی از سوریه را داد، اما شب گذشته به دنیا ثابت کرد که در جنگ ما علیه داعش نرمش و رحم معنا ندارد.