مدلل. [ م ُ دَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) به دلیل ثابت کننده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مدلل. [ م ُ دَل ْ ل َ ] ( ع ص ) به دلیل ثابت کرده شده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). به دلیل ثابت شده. بادلیل. دلیل دار. مثبت. ثابت. مبرهن. برهانی. موجه. ( یادداشت مؤلف ). - مدلل داشتن ؛ مدلل کردن. به اثبات رساندن. مبرهن کردن. ثابت کردن. - مدلل شدن و گشتن ؛ به ثبوت رسیدن. - مدلل کردن ؛ به ثبوت رساندن. ثابت کردن.درست کردن. به دلیل ثابت کردن. دلیل دادن بر. ( یادداشت مؤلف ).
معنی کلمه مدلل در فرهنگ معین
(مُ دَ لَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) با دلیل آورده شده ، دارای دلیل .
معنی کلمه مدلل در فرهنگ عمید
آنچه برای آن دلیل آورده شده باشد، ثابت شده.
معنی کلمه مدلل در فرهنگ فارسی
دلیل گفته شده، بادلیل آورده شده ( اسم ) دلیل آورنده ثابت کننده جمع : مدللین . به دلیل ثابت کننده
معنی کلمه مدلل در ویکی واژه
با دلیل آورده شده، دارای دلیل.
جملاتی از کاربرد کلمه مدلل
ملک علت ناکرا خوش خوش ازین عیسی پاک درد رفت الحمدلله و آنچه درمان آن بماند
به حلق تشنه ام تیغ تو بگذشت دم بسمل چو آب الحمدلله
حمدلله که رسیدی به سر قمه ملک به قبولی که فلک قابل امضای تو نیست
حمدلله که بدیدم روی شیخ آمدم ناخوانده من هم سوی شیخ
گر جان ز من ربودی الحمدلله ای جان چون تو بجای جانم بر جای جان نشستی
همه قصدت بجانم بود و بردی ازان فارغ شدی الحمدلله
این سخن سخت رسواست؛ نه مدح شاه است و نه مدح خود. ای مردک! آخر تو را ازین چه ذوق باشد که او از تو مستغنی است؟ این خطاب دوستان نیست؛ این خطاب دشمنان است که دشمن خود گوید که «من از تو فارغم و مستغنی.» اکنون این مسلمان عاشق گرمرو را ببین که در حالت ذوق از معشوق او را این خطاب است که از او مستغنی است! مثال این آن باشد که تونییی در تون نشسته باشد و میگوید که «سلطان از من که تونیام (مستغنیست) و فارغ و از همه تونیان فارغ است.» این تونی مردک را (ازین) چه ذوق باشد که پادشاه از او فارغ باشد؟ آری سخن این باشد که تونی گوید که «من بر بام تون بودم سلطان گذشت وی را سلام کردم در من نظر بسیار کرد و از من گذشت و هنوز در من نظر میکرد» این سخنی باشد ذوقدهنده آن تونی را؛ اِلّا اینکه «پادشاه از تونیان فارغ است» این چه مدح باشد پادشاه را؟ و چه ذوق میدهد تونی را؟. «هرچیز که وهم تو بر آن گشت محیط» ای مردک خود در وهم تو چه خواهد گذشتن جز بنگی مردمان از وهم و خیال تو مستغنیاند و اگر از وهم تو به ایشان حکایت میکنی ملول شوند و میگریزند. چه باشد وهم که خدا از آن مستغنی نباشد خود آیت استغنا برای کافران آمده است حاشا که به مؤمنان این خطاب باشد. ای مردک استغنای او ثابت است الا اگر ترا حالی باشد که چیزی ارزد از تو مستغنی نباشد؟ بهقدر عزّت تو. شیخ محلّه میگفت که اول دیدن است، بعد از آن گفت و شنود چنانکه سلطان را همه میبینند ولیکن خاص آن کس است که با وی سخن گوید. فرمود که این کژ است و رسواست و بازگونه است، موسی علیه السّلام گفت و شنود و بعد ازآن دیدار میطلبید. مقام گفت آنِ موسی و مقام دیدار آنِ محمد صلّی الله علیه و سلّم، پس آن سخن چون راست آید؟ و چون باشد؟ فرمود یکی پیش مولانا شمسالدّین تبریزی (قدّس الله سرّه) گفت که من بدلیل قاطع هستی خدا را ثابت کردهام. بامداد مولانا شمس الدین فرمود که دوش ملایکه آمده بودند و آن مرد را دعا میکردند که الحمدللّه خدای ما را ثابت کرد خداش عمر دهاد! در حقّ عالمیان تقصیر نکرد! ای مردک! خدا ثابت است اثبات او را دلیلی مینباید اگر کاری میکنی خود را به مرتبه و مقامی پیش او ثابت کن و اگر نه او بیدلیل ثابت است وَاِنَّ مِنْ شُیْیءٍ اِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ درین شک نیست.
اکنون وقت آن است که «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» بشناسی که این چهار کلمه مختصر است، جامع معرفت حضرت الهیت.