لک آوردن
معنی کلمه لک آوردن در فرهنگ معین
معنی کلمه لک آوردن در فرهنگ فارسی
معنی کلمه لک آوردن در ویکی واژه
نقطهای از سفیدی یا سیاهی و یا سرخی در چشم ظاهر شدن.
جملاتی از کاربرد کلمه لک آوردن
چون این بگفتی چاشنی کردی و جام بملک دادی، و خوید در دست دیگر نهادی. و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی، و بدین آن خواستی که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم برآن افگنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند، و آن بریشان مبارک گردد، که خرمی و آبادانی جهان درین چیزهاست که پیش ملک آوردندی، اکنون فایده و صفت و خاصیت زر آغاز کنیم و سخن از وی گوییم که زر شاه همه گوهرهاء گدازنده است و زینت ملوک چنانکه گفته اند،