لفی
معنی کلمه لفی در فرهنگ فارسی
معنی کلمه لفی در دانشنامه اسلامی
ریشه کلمه:
فی (۱۷۰۱ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
جملاتی از کاربرد کلمه لفی
هر کس برای خود سر زلفی گرفته است زنجیر ازان کم است که دیوانه پر شده ست
ز مشکین جعد زنجیرست گویی ز عنبر حلقۀ زلفین چنبر
زلفی که هزار جان ازو در خطرست از چشم بدان بترس و برگوش منه
من بنده آن روی که دیدن نگذارند دیوانه زلفی که کشیدن نگذارند
داریم به کف زلفی، محشر به کمین اندر در هر شکن است آن را صد نافهٔ چین اندر
ای از ستمت کمان ابرو به زه است زلفین تو حلقه حلقه همچون زره است
به آن زلفی که صد آهش به دنبال است سرگرمم چراغم گشت روشن، در شبی کز هر طرف باد است
یک موی در هلاک حزین کوتهی نکرد زلفی که سایه پرور عمر دراز بود
یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این خورشید چنان زلفی در تاب ندیده ست این
از شکوفه باغ شد مانندهٔ رخسار دوست وز بنفشه راغ شد مانندهٔ زلفین یار