ضدیت

معنی کلمه ضدیت در لغت نامه دهخدا

ضدیت.[ ض ِدْ دی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) مخالفت. عداوت.

معنی کلمه ضدیت در فرهنگ معین

(ض دُ یَُ ) [ ع . ضدیة ] (اِمص . ) ۱ - ضد هم بودن ، مخالف هم بودن . ۲ - دشمنی ، ناسازگاری .

معنی کلمه ضدیت در فرهنگ عمید

۱. مخالفت.
۲. عداوت، دشمنی.

معنی کلمه ضدیت در فرهنگ فارسی

مخالفت . عداوت

معنی کلمه ضدیت در ویکی واژه

ضد هم بودن، مخالف هم بودن.
دشمنی، ناسازگا

جملاتی از کاربرد کلمه ضدیت

ضدیت با عقاید متافیزیکی یکی از مضامین اصلی آثار آیر در تمام دوره‌ها فعالیت علمی وی به‌شمار می‌آید. این ضدیت اولین بار در کتاب زبان، حقیقت و منطق عنوان شد و علی‌رغم انتقادهای فراوان در سالهای بعدی بر اصل اثبات‌پذیری به عنوان مبنای مخالفت آیر با عقاید متافیزیکی، او به مخالفت خود ادامه داد. او در گفتگویی در دهه ۸۰ میلادی با برایان مگی بر این موضوع تأکید کرد.
قاتل: آنچه از ضدیت هلاک سازد و مرادف سمّ است. و بعضی گفته‌اند زهر حیوانی مخصوص به اسم سمّ و غیر حیوانی مختص به قاتل.
و «کظم غیظ»، که عبارت است از فرو بردن خشم، و خود را در حالت غضب نگاهداشتن، اگر چه حلم نیست و لیکن آن نیز ضدیت با غضب دارد که نمی گذارد آثار غضب ظهور نماید.
اگر شود متوجه به رفع ضدیت دهند دست معیت به یکدیگر اضداد
حیلت آغازبد و ضدیت فکند در وکیلان‌، حیله‌بازی‌های وی
ندیدم فایدت ز احزاب جز ضدیت شخصی خدا برچیند از بیخ این بساط رشک و ماسی را
پرده بازی به پس پرده نهان خواهد شد جنگ و ضدیت ملی ز میان خواهد شد
غم تو بود و من آن دم که شادی و غم را به هم نه صورت ضدیت و مقابله بود
اصل «مسؤلیت حمایت» (آر تو پی) در واقع می‌گوید: یک حکومت نباید بر ضد مردم خود باشد. اما این ضدیت آنگاه می‌تواند به دخالت نظامی منجر شود، که در قالب اقدام به کشتار دست جمعی، پا کسازی نژادی یا قومی، جنایت جنگی یا جنایت علیه بشریت صورت پذیرفته باشد. از نظر بیرونی چنین حکومتی خطری جدی برای خلقهای دیگر است که باید با آن مقابله کرد.
در زمان او که ضدیت شد از اضداد رفع صعوه با باز است یار و گرگ با میش است رام
طبع انسان در ازل ضدیتی دارد به هم گه موافق می شود مجنون و لیلا مختلف
این حمایت مجدانه اخوان ثالث از وجهه ضدامپریالیستی انقلاب آن هم در ماه‌های پایانی سال ۵۸ باور این که نقل قول مربوط به ضدیت با سلطه داخلی و پرهیز از همراهی با انقلاب از جانب او بوده باشد را دچار مشکل می‌کند.
و بدان که همچنان که بسیار می شود که در بیداری چیزهایی به خاطر او می گذرد که سبب آن را نمی داند، همچنین در خواب و وقت مردن چیزهایی به خاطر او می آید که به باعث آن ملتفت نمی گردد و گاه است که سبب آنها را بعد از التفات می توان یافت، مثل اینکه صورت جمیلی را می بیند و به مناسبت آن به فکر صورت خوب دیگر می افتد یا صورت خوبی را می بیند به ضدیت آن، صورت بسیار بدی را متذکر می شود.
هیتلر در خانواده‌ای با یک مادر دینی به مسیحیت کاتولیک و یک پدر روحانی‌ستیز متولد شد؛ پس از ترک خانه، او هرگز در آیین عشای ربانی شرکت نکرد و هفت آیین را به جا نیاورد. آلبرت اشپر ذکر می‌کند که ضدیت هیتلر با کلیسا بنا به دلایل سیاسی بود و درحالی که او هرگز به صورت رسمی دین خود را ترک نکرد، هیچ علاقه‌ای هم به آن نشان نمی‌داد. اشپر اضافه می‌کند هیتلر باور داشت در صورتی که یک دین سازماندهی شده وجود نداشته باشد، مردم رو به سوی عرفان خواهند گذاشت؛ مسلکی که آن را موجب عقب افتادگی می‌دید. هیتلر اعتقادات دینی ژاپنی‌ها یا اسلام را دین مناسب‌تری برای آلمانی‌ها می‌دانست، زیرا بر آن بود که دین مسیحیت باعث نرم‌خویی جامعه می‌شود.
ما پرتو آن نوریم ار نه به چه ضدیت هر کو نفس از ما زد با خاک مقابل شد