زهر هلاهل
معنی کلمه زهر هلاهل در ویکی واژه
جملاتی از کاربرد کلمه زهر هلاهل
ای قوی برهان وسواست علیکم بالسکوت چشمه زهر هلاهل کرده ای تریاک خویش
تلخی هجران یار زهر هلاهل فشاند بنده به نزدیک خویش چشمه حیوان خرید
تلخی زهر هلاهل ز شکر میبینم این چه شوریست که در دور قمر میبینم
هم آنگه زهر هلاهل بخورد ز شیرین روانش برآورد گرد
چو زهری کارگر گردید در دل شود تریاک هم زهر هلاهل
آب حیات نیست گوارا ز جام خلق زهر هلاهل است گوارا ز جام خویش
به یادش گر خورم زهر هلاهل شود نوش روان و داروی دل
می کند زهر هلاهل کار خود در انگبین ازگزند دشمن شیرین زبان غافل مباش
یک دم از حسرت نوشت نکشیم کم به لب زهر هلاهل نرسد
خلق را در هر نفس موت و حیاتی مضمر است در زلال زندگی زهر هلاهل کردهاند