( آتش زدن ) آتش زدن. [ ت َ زَدَ ] ( مص مرکب ) آتش اندرزدن. سوزانیدن : بفرمود تا آتش اندرزدند همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.- آتش زدن در مالی ؛ بگزاف صرف کردن آن ، و یا فروختن آن بثمن بخس. - آتش زدن کسی را ؛ او را خشمگین کردن. - موی کسی را آتش زده بودن ؛ درست بوقت رسیدن او.
معنی کلمه آتش زدن در فرهنگ فارسی
( آتش زدن ) ( مصدر ) موجب افروختن آتش در چیزی شدن سوزانیدن . سوزانیدن
معنی کلمه آتش زدن در ویکی واژه
آتشزدن سوزاندن. اگر من میبودم زندهزنده آتششان میزدم. «میرزا حبیب»
جملاتی از کاربرد کلمه آتش زدن
سرش برگرفتند و آتش زدند به شکرانه حق را ثناگر شدند
از من و غوطه در آتش زدن من یاد آر دست جرات زده هرگه به عنانش باشی
اعتراضات گسترده تا روز ۳۱ مه، نیز در بیش از ۳۰ شهر ادامه داشت. اعتراضات گسترده ابتدا صلح آمیز بود اما در بسیاری از نقاط با آتش زدن خودروها و ساختمانها به خشونت کشیده شد و پلیس برای کنترل اوضاع و متفرق کردن معترضان به گاز اشک آور و گلولههای پلاستیکی متوسل شد. این خشونتآمیزترین اعتراضاتی است که از زمان روی کار آمدن آقای ترامپ در آمریکا برگزار شدهاست. لس آنجلس از جمله شهرهایی است که از هشت شب تا پنج و نیم صبح مقررات منع تردد اعلام کرده. ساعات منع تردد در آتلانتا ۰۹:۰۰ شب تا سپیده دم اعلام شد. لوئیویل در کنتاکی هم مقررات مشابهی اعلام کردهاست. در لس آنجلس مأموران پلیس با شلیک گلوله لاستیکی و باتون با معترضانی که یک ماشین پلیس را آتش زده بودند درگیر شدند.
پس از انقلاب، بسیاری ادعا کردند که جنگجویان اسلامگرا آتش را به راه انداختهاند. پس از اینکه حکومت جمهوری اسلامی یک افسر پلیس را به خاطر این اقدام اعدام کرد، مردی که ادعا میکرد تنها آتشنشان زنده مانده است، مدعی شد که او مسئول آتشسوزی بوده است. دولت جدید پس از استعفای اجباری قضات رئیس دادگاه در تلاش برای ممانعت از تحقیقات، سرانجام حسین تکبعلیزاده را به دلیل «آتش زدن سینما به دستور شاه» اعدام کرد، علیرغم اینکه اصرار داشت که این کار را به میل خود به عنوان فداکاری نهایی انجام داده است.
همچنان کردند و در آتش شدند هر دو خود را بر تف آتش زدند
پیرنیا نوشتهاست خشایارشا با تصرف آتن و آتش زدن معابد آن، تا اندازهای مقصود دربار امپراتوری ایران را که تنبیه یونانیان بود حاصل کرد و سپس به پارس بازگشت. پس از شکست مذاکرات بین مردونیه و آتن جنگ شروع شد. ایرانیها مجدداً وارد آتن شدند و آن را بکلی خراب کردند.
سلوان مومیکا، پناهجوی ۳۷ ساله عراقی، در حالی که سرود ملی از بلندگوها پخش میشد، در پشت صف افسران پلیس در بیرون مسجد استکهلم ظاهر شد و دو پرچم سوئد را در دست داشت. او در حالی که ایرپادهای سفید به گوش داشت و سیگار میکشید، مبادرت به پاره کردن و آتش زدن قرآن کرد. یکی از مخالفان این اقدام قصد داشت چیزی به سمت مومیکا پرتاب کند که دستگیر شد. مومیکا که برای ممنوعیت قرآن در سوئد تلاش میکند، تکهای بیکن را نیز بر قرآن گذاشت و با پای خود شروع به کوبیدن آن کرد. مرد دیگری که او را همراهی میکرد با استفاده از یک مگافون برای جمعیت صحبت کرد.
خمینی بیدرنگ شاه و ساواک را مقصر آتش زدن دانست و، به دلیل فضای فراگیر انقلابی، مردم نیز علیرغم اصرار دولت مبنی بر عدم دخالت آنها، شاه را مقصر آتشسوزی دانستند. دهها هزار نفر با فریاد «شاه را بسوزان» و "شاه مقصر است!" به خیابانها ریختند.
معصیت را خرد مشمر در دیار بندگی عالمی را می توان آتش زدن از یک شرار
سهل نبود بر صف آتش زدن می نماید گرچه از پروانه خوش
لشکری قوی از آن خوارزمشاه بهزار اسب بود و سالار ایشان حاجب بزرگش البتگین بخاری، و همگان غدر و مکر در دل داشتند. چون این حدیث بشنیدند، بهانهیی بزرگ بدست آمد، بانگ برآوردند که محمود را نزدیک ما طاعت نیست ؛ و از هزار اسب برگشتند دست بخون شسته تا وزیر و پیران دولت این امیر را که او را نصیحت راست کرده بودند و بلایی بزرگ را دفع کرده بجمله بکشتند، و دیگران همه بگریختند و روی پنهان کردند که آگاه بودند از کار و صنعت آن بیخداوندان . و آن ناجوانمردان از راه قصد دار امارت کردند و گرد اندر گرفتند و خوارزمشاه بر کوشک گریخت، آتش زدند کوشک را و بدو رسیدند و بکشتندش، و این روز چهارشنبه بود نیمه شوال سنه سبع و اربعمائه، و عمر این ستم رسیده سی و دو سال بود. و در وقت برادر- زاده او را ابو الحرث محمّد بن علی بن مأمون بیاوردند و بر تخت ملک بنشاندند، و هفده ساله بود، و البتگین مستولی شد بر کار ملک بوزارت احمد طغان. و این کودک را در گوشهیی بنشاندند که ندانست حال جهان، و هر چه خواستند میکردند از کشتن و مال و نعمت ستدن و خان و مان کندن و هر کس را که با کسی تعصّب بود بر وی راست کردن و زور تمام . چهار ماه هوا ایشان را صافی بود و خانه آن ملک را بدست خویش ویران کردند و آن رفت از ایشان که در کافرستان بنرفتی بر مسلمانان.
حسین تکبعلیزاده دردادگاه گفته بود: «فرج [بذرکار] آنها را گرد هم میآورده برای آتش زدن سینماهای طاغوتی و اینکه فرج با شخصی مذهبی انقلابی بنام کیاوش مرتبط بوده و او نیز با [آیتالله غلامحسین] جمی، روحانی انقلابی آبادان روابط نزدیک داشتهاست.» اشاره او به کیاوش، همان سید محمد علویتبار مشهور به سید محمد کیاوش است که بعداً یکی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی شد و ولایت فقیه را به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران افزود.
آتش زدند شب و رقی را در انجمن کردیم سیر فرصت آیینه خانهها
بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را
وی زمانی که در انگلستان به عنوان بورسیه وزارت مشغول تحصیل در مقطع دکتری بود و به دنبال فتوای آیتالله خمینی در خصوص قتل سلمان رشدی به همراه تعداد دیگری از دانشجویان ایرانی انتشارات پنگوئن را آتش زدند وی متعاقب این عمل از انگلستان اخراج شد.
با روی کار آمدن پارسها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰–۳۳۰ق. م) هنر قلمزنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژهای برخوردار شد و بر روزگار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینههای ریختهگری، چکشکاری، ترصیع و… است. به دلیل حمله اسکندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد یا به دستور اسکندر گداخته و به سکه تبدیل شد.
باری دگر آتش زدهای در دل من در سوخته آتش زدن آسان باشد
گفت پس آنجا بود گردن زدن بعد از آن به سوختن آتش زدن
بسته به مناطق جغرافیایی منشأ اصلی آتشسوزی جنگل میتواند متفاوت باشد. مثلاً در کانادا و شمال غربی چین آذرخش علت اصلی آتشسوزی است. در دیگر نقاط جهان دخالت انسان علت اصلی است. در مکزیک، آمریکای مرکزی، آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیای جنوب شرقی، فیجی و نیوزلند آتشسوزی جنگل میتواند به فعالیتهای انسانی مانند دامداری، کشاورزی و آتش زدن زمین کشاورزی مربوط شود. بیمبالاتی عامل اصلی آتشسوزی جنگل در چین و حوضه مدیترانه است. در ایالات متحده و استرالیا منبع آتشسوزی جنگل هم میتواند به آذرخش و هم به فعالیتهای انسانی مانند جرقههای ماشینآلات و تهسیگارهای دور انداخته شده مربوط شوند.
دزد قطاری بهنام «زاک» دو نگهبان را میکشد و با شش نفر از همسلولیهایش از زندانی در یوما میگریزد «زاک» میخواهد «سام»، کلانتر سابق شهر را بیابد و او را که باعث دستگیری و زندانی شدنش بوده، بکشد. «سام» که میداند «زاک» برای انتقام سراغش خواهد آمد، به کمک «کلانتر نای» (پارکس) حقهای سوار میکند تا او را به دام بیندازد، اما «زاک» موفق میشود تا «سوزان» (هرشی)، دختر «سام»، را گروگان بگیرد. حالا «سام»، «نای»، نامزد «سوزان» و یک نفر دیگر، «زاک» و افرادش را تعقیب میکنند و سرانجام، «سام» با آتش زدن مخفیگاه «زاک»، او و افرادش را بیرون میکشد و با این که زخمی شده، «زاک» را از پا در میآورد.