تهییج
معنی کلمه تهییج در فرهنگ معین
معنی کلمه تهییج در فرهنگ عمید
۲. به جنبش درآوردن.
معنی کلمه تهییج در فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) برانگیختن . ۲ - ( اسم ) انگیزش . جمع : تهییجات .
معنی کلمه تهییج در فرهنگستان زبان و ادب
معنی کلمه تهییج در دانشنامه اسلامی
از آن در باب نکاح نام برده شده است.در موارد جواز نظر به نامحرم و نیز به محارم و همجنس به همجنس (مرد به مرد و زن به زن)، اگر نگاه، موجب به هیجان آمدن شهوت گردد، حرام است. بر زن، شنواندن صدای خود به نامحرم- با نازک و زیبا کردن آن- به گونه ای که موجب تهییج شهوت گردد، حرام است.
معنی کلمه تهییج در ویکی واژه
جملاتی از کاربرد کلمه تهییج
از محمد در کتاب صحیح بخاری و کتاب صحیح مسلم که معتبرترین کتب روایی نزد اهل سنت هستند و آن را بعد از قرآن، صحیحترین کتاب میدانند در مورد تُرکها حدیثی نقل شده و در کتاب سنن ابی داود سیستانی (از صحاح سته و از معتبرترین منابع اهل سنت) فصلی با عنوان «باب فی النهی عن تهییج التُرک» (باب نهی پیامبر از خشمگین ساختن تُرکها) بیان شده است. همچنین در کتاب وسایل الشیعه تألیف شیخ حر عاملی، فصلی به نام «باب اِستِحباب مُتارِکة التُرک ما دامَ یُمکِن التَّرک» (باب مستحب بودن تَرک مخاصمه با تُرکان تا حد امکان) اختصاص یافته.
روحانیون اراک که منورالفکرترین آنها آقانورالدین و میرزامحمد علی خان بودند… حاضر شدند که خود از شهر حرکت نموده موجبات ترغیب و تحریض جنگجویان را فراهم آورند، اعلان حرکت آنها در شهر موجب هیجان شد. رجال متمول عراق از قبیل سهمالملک و صمصامالملک و غیره برای مصاعدت به ظاهر حاضر گشته و جمعی از مردم شهر، خود را آماده کارزار کردند و عنوان دفاع ملی فیالجمله قوت گرفت… اقدام روحانیون در این کار برای تهییج قوای ایلات و عشایر و برای اینکه دشمنان دین و دولت هیجان ایرانیان را تنها مستند به تحریکات آلمانیها ندانند، اثر نیکو داشت
افکار مردم به حد اعلا ضد روسیه تهییج شده بود. ملت و روحانیون و اغلب زمامداران تقاضای اعلان جنگ ضد دولت روسیه داشتند.
در آن وقت کی سلطان سنجررا به سمرقند کفار خطا بشکست و آن حادثۀ بدان عظیمی بیفتاد، خوارزمشاه اتسیز به خراسان آمد، چون بباورد رسید و قصد خاوران کرد در دل داشت کی غارت کند چون بیک فرسنگی میهنه رسید بموضعی که آنرا رباط سر بالا گویند اسبی که برنشسته بود بر جای بیستاد، چندانکه تازیانه زد نمیرفت. جنیبت خواست و برنشست آن اسب نیز پیش نمیرفت. وزیر او در خدمت او بود، خواجه عراق الصابندی گفت ای پادشاه عادل این موضع را جای عزیز و متبرّک نشان میدهند، درین بقعه تربت شیخی کی یگانۀ عالم بوده است اندیشۀ کی در حقّ این بقعه داشتۀ بَدَل فرمای. گفت راست گفتی چنان کنم پس در حال اسب روان شد و او را اعتقادی عظیم در حقّ شیخ پدید آمد، و جاندار خاص را بمیهنه فرستاد بشحنگی و فرمود کی اهل این بقعه را بشارت ده کی ما اندیشۀ که داشتیم بَدَل فرمودیم و فرمود این جان دار را کی چنان میباید کی ایشان را هیچ زحمت نداری کی این ولایت خاص خزینۀ ماست و فرمود کی سه روز اینجا مقام خواهد بود. پس فرزندان شیخ و صوفیان بیرون شدند، بسیار اعزاز و اکرام فرمود و جمال الدین بوروح که پسر عم دعاگوی مؤلف این مجموع بود و در فنون علم متبحر، دعا و فصلی نیکو بگفت و از حالات شیخ و کرامات و ریاضات او فصولی مشبع تقریر کرد، او جمع را باز گردانید و جمال الدین را بازگرفت و بعد نماز خفتن حالی باز و بزیارت آمد جمال الدین را بازگردانید برآن قرار کی بامداد پیش او آید و درین سه روز پیوسته بخدمت باشد. چون به لشکر گاه باز شد و مردمان آرام گرفتند آتشی از پیش قبله پدید آمد و هر ساعت آن آتش زیادت میشد و شعاع آن بر آسمان میافتادو آسمان سرخ مینمود چنانک جملۀ کوه میهنه نهاده است و نزدیک رسیده. گفت و گوی در لشکرگاه افتاد، خوارزمشاه از خواب بیدار شد و آن حال مشاهده کرد و ترس لشکر بدید، از آنجا براند وگفت شیخ آتش و اهل میهنه چون بلشکرگاه شدند همه لشکر رفته بودند پس اهل میهنه پرسیدند تا آن آتش چه بوده است؟ معلوم شد که جمعی از برزگران در آن کوه کی نزدیک میهنه است غله کشته بودند و بدروده و خرمنها بسیار جمع کرده، درشب آتش کرده بودند قدری آتش در سوادی زار افتاده باد آنرا تهییج کرده و میسوخت و شعاع آن بر اسمان افتادو از جملۀ کرامات شیخ ما یکی این بود که آن فتنه و ظلم خوارزمشاه را رفع کرد و.
مفهوم خبر آنست که بنده معصیت که میکند بتهییج شیطان میکند و یاری دادن وی، چون کلمه استعاذت بگوید شیطان از وی رمیده گردد و در معاصی بر وی بسته شود، و بنده طاعت که میآرد بتوفیق و معونت اللَّه تعالی میآرد چون نام اللَّه گوید مدد عنایت در پیوندد و در طاعت بر وی گشاده گردد، پس میدان که اعوذ باللّه گفتن سبب رستگاری بنده است از آتش سوزان، و بسم اللَّه گفتن سبب رسیدن وی ببهشت جاویدان.
الصمت اولی بالرصد فی النطق تهییج العدد جاء المدد جاء المدد استنصروا یا مسلمین
البته او فقط ترویج نمیکند. تهییجکردن نیز از وظایف قصورناپذیر اوست.
گروه دیگری از مخالفان حجاب که به کارکرد جنسیتی آن معتقدند، ادعا میکنند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شیء» میکند. برخی این گفته که حجاب برای محافظت زن است را در تناقض با قانون شیعی ازدواج موقت میدانند. و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان میدانند. به گفته مخالفان حجاب: از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوتهای جنسی مردان است
بدان که لباب و مقصود عبادات یاد کرد حق تعالی است که عماد مسلمانی نماز است و مقصود وی ذکر حق تعالی است، چنان که گفت، «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکرالله اکبر» و قرآن خواندن فاضلترین عبادات است به سبب آن که سخن حق تعالی است و مذکر است و هرچه در وی است همه سبب تازه گردانیدن ذکر حق تعالی است و مقصود از روزه کسر شهوات است تا چون دل از زحمت شهوت خاص یا بدصافی گردد و قرارگاه ذکر شود که چون دل به شهوت آگنده باشد، ذکر از وی ممکن نشود و در وی اثر نکند و مقصود از حج که زیارت خانه خدای است جل جلاله، ذکر است خداوند خانه را و تهییج شوق به لقای او.
به علاوه گفته میشود که در سینمای هند (که نشان دادن برهنگی تا اندازهای مجاز است) از حجاب به عنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده میشود.
در این آشکارساز منبع پرتوزای نیکل ۶۳ که تابش بتا تولید میکند، با گسیل این پرتو سبب تهییج و کندن الکترون از گاز نیتروژن میشود. این ذرات باردار تولیدی توسط یک آند جمعکننده جذب میشوند. آند بگونهای طراحی شدهاست که پتانسیلی مناسب داشته باشد. جریانی از الکترونها مانند یک رودخانه از منبع رادیواکتیو به سمت آند حرکت میکند. با ورود آنالیت به آشکارساز بخشی از الکترونها توسط اجزا الکترونخواه جذب میشوند و این سبب کاهش میزان جریان و در نتیجه تغییر پتانسیل میشود و از این طریق آشکارساز پاسخ آشکارساز میدهد. تعیین پتانسیل مناسب بسیار اهمیت دارد زیرا قدر مطلق پتانسیل پایین سبب کاهش حساسیت و قدر مطلق پتانسیل بالا سبب افزایش نوفه میشود.
اشپر در جوانی در سال ۱۹۳۱ به اصرار تنی چند از دانشجویانش در رژه ناسیونالسوسیالیستها در برلین شرکت کرد. به گفته خودش در آن هنگام شخصی سیاسی نبود. او از اینکه میدید هیتلر، رهبر حزب، به جای یونیفرم قهوهای دیده شده در پوسترهای حزب ناسیونال سوسیالیست، یک کت تمیز آبی پوشیده، متعجب گشته و تحت تأثیر شخصیت وی قرار گرفت. چند هفته بعد، او در رژه دیگری به رهبری یوزف گوبلس شرکت کرد. با وجود آنکه شیوه گوبلس در تهییج جمعیت عضو حزب مورد پسند اشپر نبود، ولی در تصمیم اشپر در پیوستنش به حزب خللی وارد نکرد. وی در تاریخ ۱ مارس سال ۱۹۳۱ برای عضویت در حزب ناسیونال سوسیالیست تقاضا کرد و عضو شماره ۴۷۴٬۴۸۱ حزب شد.